|
رویای راک در ارکسترهای بزرگ جهان |
|
نویسنده سعید جانقربان
|
|
1388/12/05 ساعت 08:30:03 |
 |
|
تاریخ موسیقی جهان تنها به آثار بزرگان گذشته موسیقی تعلق ندارد و اگرچه کم ولی هنوز هم در میان آثار موسیقی که هر روزه روانهی بازار میگردد، جاودانههایی به تصنیف درمیآیند که هر دوستدار موسیقی را به وجد میآورند. خود من سالها تنها به شنیدن آثار درخشان گذشتگان موسیقی بسنده میکردم و خودم را در میان ساختارهای پیچیده و سنگین ملودیک و هارمونیک آنها به دنیایی دیگر میسپردم. ولی بعدها با آشنایی بیشتر با موسیقیهای مدرن و پسامدرن دانستم که موسیقی تنها در هارمونیهای جادویی و ملودیهای فراسویی خلاصه نمیشود. موسیقی ترکیبی است از عناصر بی نهایتی که هر کدام تاثیری بسزا در فرآیند زیبایی شناختی آن دارند. با این دیدگاه دیگر آثار دبوسی و شوئنبرگ برای من بیگانه نبودند و حتا امروز آثار سوررئال ارکستر سمفونیک لیگتی و پندرکی نیز از محبوب ترین قطعات موسیقیام به شمار میآیند.
اگرچه اکنون به هر نوع موسیقی گوش فرا میدهم (منظورم موسیقی است نه سر و صداهای سرسام آور آنارشیسیتی که امروزه میان برخی از جوانان باب است)، اما میان سبک و ساختار آنها تفاوت میگذارم و موسیقیهای ترکیبی آنها را چندان نمیپسندم. چندی پیش به صورت اتفاقی موسیقی جالبی را شنیدم که برایم بسیار گیرا بود. قطعهی "آجر دیگری در دیوار" ساخته گروه مشهور پینک فلوید که توسط ارکستر رویال فیلارمونیک لندن تنظیم و بازسازی شده بود. اثر بسیار قدرتمند برای ارکستر تنظیم گشته و گویی روحی دوباره به این قطعه داده شده بود و من روزها و روزها به آن گوش فرا میدادم. مطمئن بودم که این قطعه تنها اثر ساخته شده از این دست نیست و دیگر آهنگهای مشهور راک نیز بازسازی شده اند از اینرو تلاش کردم تا آثار بیشتری از این گونه را گردآوری کرده و بشنوم. برای من بسیار جالب بود که آثار جاودانه پاپ و راک را از شنیدگاه موسیقی دانان کلاسیک برجسته جهان بشنوم و روح جدیدی را که در آنها دمیده میشود درک کنم و عناصر زیبایی شناختی آنها را این بار از دید آهنگسازی دیگر به گوش جان بسپارم.
|
ارسال یادداشت (3یادداشت) |
|
آخرین بروز رسانی ( 1388/12/08 ساعت 19:30:58 )
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نویسنده سعید جانقربان
|
|
1388/10/28 ساعت 19:43:21 |
|
 |
|
دیگر خسته شده بودم و توانی برای راه رفتن نداشتم. تشنگی بیش از اندازه موجب کندی جریان خون و افزایش عرق کردن بدنم شده بود. نسیم خنکی می وزید، از همان نسیمهای بهاری که با خود مژده باران را میآورند. به مقابلم خیره شدم، هنوز تپه ماهورهای بسیاری در پیش رویم بودند که همگی پر بودند از بوتههای خار خودرو. لحظهای در خودم ناتوانی را دیدم و از آب کمی که همراه خودم آورده بودم شکایت کردم. هنوز راه زیادی داشتم که به آبادیای که از پیاده رویم را آغاز کرده بودم برسم.
روزگاری پیادهروی علاقهی من بود و از هر فرصتی برای پیادهرویهای طولانی بهره میگرفتم. عاشورای یکی از سالهای گذشته بود که برای دیدن مراسم عزاداری روستاییان به یکی از آبادیهای اطراف مرز استان اصفهان و چهارمحال و بختیاری رفته بودم. نزدیک به عید نوروز بود و همه جنبدگان سرمست از آمدن بهار. من هم با فرو دادن دم مسیحایی خداوندی دلم به پرواز در آمد. شور و هیجان آمدن بهار بر من چیره گشت و مرا از هدفم برتافت. تصمیمی دیگرگون گرفتم و سوار بر نسیم سبکبال بهاری خودم را به آغوش طبیعت بکر آنجا سپردم و با توشهای از خوردنی و نوشدنی اندک پیادهروی طولانیای را آغاز کردم. |
ارسال یادداشت (4یادداشت) |
|
آخرین بروز رسانی ( 1388/10/28 ساعت 21:10:40 )
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
سفر به نوش آباد، شهر سایه ها |
|
نویسنده سعید جانقربان
|
|
1388/10/03 ساعت 22:21:46 |
 |
| مدتها بود که نام شهر زیرزمینی نوش آباد را شنیده بودم؛ اطلاعاتی که راجع به آن داشتم بیشتر به افسانه میمانست تا واقعیت. به دنبال فرصتی بودم تا آنجا را از نزدیک ببینم. سرانجام این فرصت با دوستان انجمن آنوبانینی به دست آمد. آنوبانینی (انجمن گردشگران ایران) سازمانی است غیر دولتی که هسته ی اصلی آن در تهران قرار دارد. شاخه اصفهان این انجمن به همت دوست عزیزم حمیدرضا مدتی است که در اصفهان شکل گرفته و با قدرت فعالیتهایش را آغاز نموده است. چند ماهی از آشنایی من با بچههای آنوبانینی نمیگذرد. بچههایی که در صمیمیت و محبت یکتای عالمند، بچههایی که نمونهی آنها را به ندرت بتوان پیدا نمود؛ همیشه این نکته را در ذهن دارم که لذت سفر با دوستان خوب کمتر از لذت خود سفر نیست. |
ارسال یادداشت (8یادداشت) |
|
آخرین بروز رسانی ( 1388/10/03 ساعت 22:42:06 )
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 بعد > آخر >>
|