|
آه!
آيا وحشت زدهاي را ديدهاي؟
آيا صداي بمبهاي افتان را شنيدهاي؟
آيا تا بحال از خود پرسيدهاي،
چرا بايد در پي يافتن پناهگاه بدويم؟
آن دنياي نوي باشكوه موعود،
كي در زير آسمان آبي پاك برافراشته ميشود؟
آه!
آيا وحشتزدهاي را ديدهاي؟
آيا صداي بمبهاي افتان را شنيدهاي؟
زبانههاي آتش بتمام فرو نشستهاند
ولي درد همچنان ادامه دارد
خدانگهدار آسمان آبي
خدانگهدار آسمان آبي
خدانگهدار خدانگهدار
فضاهاي خالي (ديوار) را با چه پر كنيم؟
موج غريو معترضين به كجاست؟
آيا بايد ازميان اين درياي چهرهها برويم
تا بيشتر و بيشتر تحسين شويم
حال بايد چه كنيم؟
بايد گيتاري نو بخريم؟
بايد بر پشت خودرويي قدرتمندتر بنشينيم؟
بايد تمام شب را كار كنيم؟
بايد متوسل به جنگ شويم؟
بايد چراغها را روشن بگذاريم؟
بمباران كنيم؟
به گردش شرق برويم؟
بيمار شويم؟
استخوانها را دفن كنيم؟
خانهها را خراب كنيم؟
اين سيل (خروشان) را با تلفن بفرستيم؟
به سمت مشروب خوردن رويم؟
كنار بكشيم؟
ترك گوشت خواري كنيم؟
كم بخوابيم؟
مردم را همچون حيوانات خانگي پرورش دهيم؟
سگها را تربيت كنيم؟
موشها را به رقابت بياندازيم؟
پولها را در اتاق زير شيرواني انباشته كنيم؟
گنجها را دفن كنيم؟
وقتهاي آزادمان را ذخره كنيم؟
اما در كل هيچ آرامشي نداشته باشيم؟
در حالي كه به ديوار باز ميگرديم
به ديوار باز ميگرديم (!!در مخمصه افتادهايم!!)
|