MamboLearn.com
 
 
Home arrow صفحه اصلی arrow نوشته‌ها arrow سفر به نوش آباد، شهر سایه ها
سفر به نوش آباد، شهر سایه ها ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده سعید جانقربان   
1388/10/03 ساعت 22:21:46
 images/stories/Haft_ORang_nush4.jpg
مدت‌ها بود که نام شهر زیرزمینی نوش آباد را شنیده بودم؛ اطلاعاتی که راجع به آن داشتم بیشتر به افسانه می‌‌مانست تا واقعیت. به دنبال فرصتی بودم تا آنجا را از نزدیک ببینم. سرانجام این فرصت با دوستان انجمن آنوبانینی به دست آمد. آنوبانینی (انجمن گردشگران ایران) سازمانی است غیر دولتی که هسته ی اصلی آن در تهران قرار دارد. شاخه اصفهان این انجمن به همت دوست عزیزم حمیدرضا مدتی است که در اصفهان شکل گرفته و با قدرت فعالیت‌هایش را آغاز نموده است. چند ماهی از آشنایی من با بچه‌های آنوبانینی نمی‌گذرد. بچه‌هایی که در صمیمیت و محبت یکتای عالمند، بچه‌هایی که نمونه‌ی آنها را به ندرت بتوان پیدا نمود؛ همیشه این نکته را در ذهن دارم که لذت سفر با دوستان خوب کمتر از لذت خود سفر نیست.
images/stories/Haft_ORang_nush.jpg

نوش آباد شهری است در 3 کیلومتری شهرستان آران و بیدگل که همچون دیگر شهرهای اطراف کاشان از مناطق قدیمی ایران بشمار می‌آید. اما آنچه که شهر نوش آباد را بر سر زبان‌ها انداخته وجود شهری زیرزمینی در آن است، شهری زیرزمینی به قدمت خود نوش آباد. همین چند سال پیش بود که خبر کشف شهری زیرزمینی در نوش آباد پخش شد و بسیاری از علاقمندان به تاریخ، هنر و باستان شناسی را به آنجا کشاند. شهری تو در تو که در ژرفای 18.5 متری زمین حفر شده و هنوز بخش‌های بسیار از کاوش نگردیده است.

برنامه‌ی سفر به نوش آباد روز جمعه 27 آذر ماه تعیین شد. صبح اول وقت با دوستان آنوبانینی سفری رویایی را به محلی که فقط در حد تصور بود، آغاز نمودیم. هوای سرد پر از اکسیژن و آمیخته با بوی نم صبحگاهان، حال و هوای شمال را بوجود آورده بود که تن خاکستری رنگ‌های محیط، حاصل از گذر نور خورشید از میان لایه‌ی ابرهای ضخیم، این احساس را طبیعی‌تر می‌ساخت. آزاد راه اصفهان-قم زیباتر از گذشته به دید می‌آمد. کوه‌های برف گرفته که سر بسیاری از آنها با پنبه‌ی ابر بریده شده بود، فریبایی بی‌اندازه‌ای را به چشم اندازهای اطراف داده بود. خوردن صبحانه در دشتی پر از حس، گفت و شنود با رفقای ناب و خالص و بهره گیری از دانش دوستان متخصص، راه را ناپیدا نمود و با چشم بر هم زدنی خود را در دروازه‌های شهر کاشان یافتیم.

ساعت 10.5 به شهر نوش آباد رسیدیم و بی درنگ به محل ورودی شهر زیرزمینی رفتیم. ورودی شهرزیرزمینی از قسمت آب انبار قدیمی شهر که مربوط به دوران صفویه است ایجاد گردیده است. دلیل آن کشف نشدن درهای اصلی ورودی شهر است. هیجان دیدن شهر در من بیشتر و بیشتر شده بود. نمی‌دانستم قرار است با چه منظره‌ای روبرو شوم. سرانجام وارد شدیم و پله‌های بسیاری را برای رسیدن به ورودی شهر طی کردیم. ورودی شهر راهرویی باریک به اندازه‌ی یک نفر بود. زمانی که به داخل شهر وارد شدیم بوی خاک مرطوب به شمام می‌رسید. دالان‌های تنگی که فقط برای یک نفر قابل استفاده بود و با ارتفاعی کمتر از یک انسان ایستاده تو را به بخش‌های داخلی شهر می‌رساندند. فضاهای در نظر گرفته شده برای شهر در حد فضاهای ضروری بود و سیستم تهویه‌ی آن بر اساس اختلاف فشار هوا با سطح زمین کار می‌کرد. حجره‌های کوچک‌تر از 2متر در 2 متر، سرویس‌های بهداشتی ابتدایی، فضاهای پناهگاهی، تونل‌های ارتباطی و تهویه هوا و چاه‌های آب از جمله‌ی فضاهای این شهر زیرزمینی بودند. طی یک حرکت شجاعانه یکی از اعضای گروه که خانم و استاد معماری دانشگاه هستند به داخل یکی از تونل‌های ارتباطی که به 4 متری زیر زمین می‌رفت، رفتند و همه را متحیر ساختند. عجیب، ترسناک و رمزآلود بود. شهر را برای پناه گرفتن ساخته بوند، به طوری که بتوان تا 10 روز بدون خروج در آن دوام آورد. در زمان حمله‌ی مغولان از این شهر به طور گستره‌ای استفاده می‌شده است. لحظه‌ای خود را جای ساکنان شهر در زمان حمله‌ی مغول‌ها گذاشتم؛ تصورش هم مرا به دچار وحشت کرد؛ طنین صدای پای سربازان بی‌رحم مغول که از این سمت به آن سمت در جستجوی ساکنان ناپدید شده‌ی شهر می‌دویدن، هر انسانی را دچار ترس می‌کند. اگرچه بسیاری از جزئیات شهر در اثر نفوذ سیلاب و مرور زمان نابود شده بودند ولی حجم کلی کار می‌توانست تصویری خوب از نحوه‌ی زندگی ساکنان آن شهر به دست دهد.
 images/stories/Haft_ORang_nush2.jpg
 

نام اصلی شهر اویی است که بر اساس گفته‌ی راهنما، تاریخ آن بر طبق سفالینه‌های پیدا شده به 1800 سال پیش و زمان ساسانیان برمی‌گردد و تا زمان قاجاریه مورد استفاده بوده است. سپس به مرور زمان و عدم استفاده‌، این شهر به دست فراموشی سپرده شده بود. بعدها به دلیل نفوذ سیلاب نشانه‌های این شهر نابود شده بودند. تا کنون تنها 200 متر از 4000 متر گستره شهر قابل بازدید شده است و باقی آن تحت کاوش می‌باشد.

بازدید شهر زیر زمینی اویی (نوش آباد) از تجربیات فراموش نشدنی زندگی‌ام بود. البته پیش‌تر شهر زیرزمینی کیش را دیده بودم و تصویری از یک شهر زیرزمینی را در ذهنم داشتم. شهر زیرزمینی کیش اگرچه زیباتر و ممارانه‌تر از نوش آباد ساخته شده است (البته به دلیل بازسازی) ولی کاربری آنها را به راحتی از احساسی که از فضاهایشان پیدا می‌کنی، درک خواهی کرد.

عاقبت بازدید از این شهر تمام شد و از آنجا که هنوز برای باز گشت به اصفهان فرصت داشتیم، برای دیدن شهر کاشان رهسپار آنجا شدیم. دیدن شهر کاشان روان آدمی را می پالاید. کاشان برای من حکم چشمه‌ای زلال دارد که در آن روحم را جلا می‌دهم. هر وقت به کاشان قدم می‌گذارم این جمله‌ی مشهور وینستون چرچیل، سیاستمدار انگلیسی، در ذهنم نقش می‌بندد: "انسان فضا را می‌سازد و فضا انسان را". واقعیت تاثیر فضای معمارانه بر خصلت‌های انسانی امری انکار ناشدنی است که در این شهر نمود زیادی دارد. اگرچه به دلیل ساخت و سازهای بی‌رویه و نبود یک نظام درست شهر سازی ، سیمای شهر به کلی ویران گردیده ولی همان چند خانه‌ی تاریخی که بازسازی آنها مربوط به اوایل دهه 50 است برای یک پالایش روحانی انسان کفایت می‌کند.

سرانجام پس ازیک  گشت و گذار طولانی و طاقت فرسا به سوی اصفهان بازگشتیم. روزی پر از خاطرات و تجربیات نو که از آن دوستانی عزیز و عکس‌هایی بیاد ماندنی بر جای ماند.
 images/stories/Haft_ORang_nush3.jpg
لینک عکسهای کاشان

یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده حميدرضا در تاریخ 1388/10/07 ساعت 16:47:26
دوست بسيار خوبم  
اشنايي با هنرمندان سعادتي است كه ارزوي آن براي هر ادمي ميسر نيست مگر با لطف خدا . 
و اين لطف خدا شامل حال ما شد كه در اين سفر همراه و همسفر با شما دوست عزير و ديگر هنرمندان معماري باشم و از بابت بسيار بر خود مي بالم و ارزو دارم بار ديگر دركنار شما و ديگر دوستان هنرمند  
سفري ديگر را تجربه كنم . 
نوشنار زيبايتان دل هر آدمي را با خود به دنيايي مجازي مي برد كه هر خواننده خود را در آن محصور و متباين خواهد كرد و اين حاصل خلاقيت هنرمندانه شما دوست عزيز است كه دست به قلمتان همانند هنر عكاسيتان است  
 
ولي اي كاش لااقل اين عكسها را با نام و لوگوي خودتان منتشر مي كرديد 
 
------------------------------------- 
سلام خدمت دوست بسیار عزیزم آقا حمید گل 
باز هم می گم شما خیلی نسبت به من لطف دارید. آشنایی با دوستان با صفایی چون شما برای من نعمت بزرگی است هدیه فرستاده از بهشت که طلایی ترین نقاط داستان زندگی من را شکل می دهد. من هم امیدوارم در برنامه های بعدی افتخار هراهی شما عزیزان را داشته باشم.

نویسنده Anonymous در تاریخ 1388/10/09 ساعت 14:47:01

نویسنده طراوت در تاریخ 1388/10/10 ساعت 23:03:21
axaro ke didam inghadar herfeyi gerefte shode bood ke ba inke manam to in safar boodam ama engar injaha narafte boodam 
bad az in safar ba khodam fek kardam vaghean Iran dar zibayi fogholadast va safar kardan be baghiye keshvara vaghti hanooz Iran jahayi ro baraye didan dare aghelane nist.mamnooooon az shoma 
 
------------------------------------ 
سلام خدمت شما دوست بزرگوارم 
شما لطف دارید. البته! من هم با نظر شما موافقم. ایران خودمون جاهای زیادی برای دیدن داره و همگیشون هم دارند از بین میرند. خارج کشور سرجاشه و هیچ اتفاقی هم براش نمیافته ولی تا ایران خودمون سرجاشه باید بریم همه جاشو ببینیم. هرچه که توی این سفر قشنگ بود، حتا همین دست آوردهاش، از صدقه‌ی سر دوستان عزیز همراه بود؛ امیدوارم بازهم با شما همسفران طلایی همسفر بشم. 

نویسنده مصطفی فخار در تاریخ 1388/10/10 ساعت 23:04:35
آقا سعید سلام 
خیلی مخلصیم .شرمنده دیر به دیر سر می زنم به بزرگی خودتون ببخشین . 
پسر کارت حرف نداره کیف کردم اساسی. 
فرصت کردم اجازه هست منم بیام آنوبانینی؟ (اگه رام بدین البته ) 
 
------------------------------- 
به سلام آقا مصطفی 
ما بیشتر، خواهش می کنم. بابا تو که خودت یه پا استادی. البته من تو آنوبانینی کاره‌ای نیستم و همه کاره رییسه بزرگه، ولی این قول رو میدم که اگه تشریف بیاری هم پایه ثابت گروه میشی و هم یکی از اعضای دوست داشتنی گروه. منتظریم و قدمت هم روی چشمه. 

نویسنده خبرنگارافتخاری در تاریخ 1388/10/10 ساعت 18:21:30
خیلی جالب بود. هم سفرنامه و هم عکسها و عکسهای کاشان البته... خوشم میاد جاهایی میرین و سفرنامه شونو میگذارین که من اصلاً اسمشونم نشنیدم!;)

نویسنده خبرنگارافتخاری در تاریخ 1388/10/10 ساعت 23:06:12
راستی، داستان این عکس اول چیه؟! خیلی بانمکه:) 
 
-------------------------- 
خواهش دارم حسابی و ممنون از لطف بیشمارتون. اگه میدونستم علاقمند به اومدن به این جور جاها هستید حتما دعوتتون می‌کردم. ایشالا برنامه‌ی بعدی اگه دوست داشتید تشریف بیارید، خوشحال خواهیم شد. 
اون عکس هم تو شهر زیرزمینی گرفتم. داستان آدمیه که فکر کرده چون سایه‌اش بزرگه خودشم بزرگه و می‌تونه زور بگه. 

نویسنده amensadegh در تاریخ 1388/10/28 ساعت 19:09:20
سلام خدمت دوست عزيز و محترم  
اقاي جانقربان شرمنده مدتي را در غيبت به سر برديم . 
به دليل يك سري مسائل كاري و خانوادگي مدتي از شما و هنرتان غافل شديم. 
اما اينبار هم باز شما با اين سفر و اين عكسها بار ديگر من همسرم را متحير و انگشت به دهان كرديد .از خداي بزرگ ، زيبا ودوستداشتني موفقيت روز افزون شما را خواهانم. 
 
--------------------------------- 
به به سلام خدمت دوست پارین و آشنای امروزین 
کم پیدایید و من کم سعادت. گفتم که پیامهاتون همیشه با شگفتی برای من همراهه. بسیار خوشحالم کردید که قدم بر دیدگانم گذاشتید. سپاس از لطف بی پایانتون.

نویسنده http://manhamandornin.persianb در تاریخ 1388/12/08 ساعت 19:37:06
سلام 
 
ممنون از لطف و توجه شما. 
 
عکس های نوش آباد خیلی‌ قشنگ بود و البته توضیحات جالبی‌ هم داده بودید. 
 
آدم دلش می‌خواهد باز هم به اصفهان برگردد. 
 
امیدوارم خوب و موفق باشید. 
 
بهترین ها 
 
درنین 
 
------------------------ 
سلام خدمت شما 
از نعمت های دوست خوب پیدا کردن دوسته خوبه. شما خیلی لطف دارید. اصفهان بیاید هر چند که دیگه مثل گذشته نیست اما هنوز زیبا است. با اجازتون در لیست دوستان سایت قرارتون می دم. 
 
موفق باشید
نام شما / ایمیل شما

منوی اصلی
صفحه اصلی وبلاگ
تماس با ما
دوستان هفت اورنگ
سایر منو ها
صفحه اصلي
درباره من
گالري
رويدادها
معمارستان
آرشيو
پيوندها
English Notepads
محبوب ترین ها
بایگانی
مجموعه ها

حاضرین در سایت
18 میهمان حاضرند
Advertisement
     
خروجی سایت

Mambo is Free Software released under the GNU/GPL License.
توسعه یافته توسط تیم مامبولرن
Supported By Offshore Company
MamboLearn.com