MamboLearn.com
 
 
Home arrow صفحه اصلی arrow نوشته‌ها arrow در برابر باد
در برابر باد ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده سعید   
1389/05/03 ساعت 21:03:02

 Against the Wind

چند روز پیش از عزیزی شنیدم که تلویزیون سریال در برابر باد را پخش می‌کند. او از علاقه‌ی چندان من به سریال خبر داشت ولی بی خوبی می‌دانست که سال‌هاست با تلویزیون ملی بیگانه‌ام؛ با اینحال این خبر را داد تا شاید مرا بر سر ذوق زده آورد که فکر می‌کنم موفق شد.

سریال استرالیایی در برابر باد خاطره‌ی عمیقی است از دوران کودکی من هم سن و سالان من تنها نه به جهت بیانه‌ای که علیه خشونت‌ها و بی‌عدالتی‌های دیکتاتوری مذهبی می‌داد و نه به خاطر روایت عاشقانه‌اش از یک داستان واقعی؛ همه آن خاطرات بر می گردد به موسیقی بسیار زیبای متن این سریال. موسیقی‌ای که به بی آلایشی یک چشمه‌ی زلال بود و در ژرفای جان آدمی نفوذ می‌کرد شاید موسیقی آن از خود سریال محبوب‌تر بود.

Against the Wind

داستان در برابر باد درباره ظلم و جور پادشاهی دینی انگلستان است که بر مستعمرات خود روا می‌دارد و در حقیقت روایتی است کوتاه بر شکل گیری کشور استرالیا. داستان این ستمگری با دستمایه قرار دادن زندگی دخترکی زیباروی به نام ماری مالوین می‌گذرد که از ایرلند شمالی به نیوساوث ولز در استرالیا تبعید می‌گردد. در آنجا با پسری جوان به نام جاناتان گرت آشنا می‌گردد و روایت عاشقانه‌ی داستان از اینجا شکل می‌گیرد. داستان رومانتیک این سریال برای همه جذاب است؛ زندگی، عشق و مبارزه در داستان آن زیباست. تمام شخصیت‌های داستان به خوبی پرداخت شده‌اند و به سادگی می‌توان با آنها همزاد پنداری کرد ولی شخصیت جاناتان گرت جذابیت دیگری دارد. جاناتان جوان عاشق پیشه‌ای بود که همیشه ساده‌ترین راه را برای مبارزه پیدا می‌کرد. او اهل مبارزه‌ی خشونت‌بار نبود ولی این را درک می‌کرد که می‌تواند با عشق ورزیدن و کار کردن بر روی مزرعه‌اش به نوعی با دیکتاتوری مبارزه کند. این را می‌فهمید که تبعید هیچ تاثیری نمی‌تواند بر اراده‌ی وی داشته باشد. زمانی که زیر ضربات سنگین شلاق قرار گرفت بجای خود خوری، ناله و نفرین تصمیم گرفت که باسواد شود و به این ترتیب بر ستمی که به دلیل ناآگاهی‌شان بر آنها روا می‌شود پیروز گردد، جایی که این جمله‌ی "جرج اورول" در ذهن نقش میبندد: «آگاهی موجب طغیان و طغیان موجب آگاهی می‌شود».

برای من جاناتان گرت جوان جسوری نبود؛ آرامش و متانتش جذاب بود ولی زمانی که تحقیر می‌شد هیچ چیز جلودارش نبود و سراپا خشم می‌شد. شخصیت منطقی و صبور او را خیلی دوست داشتم، همیشه از آدم‌هایی که شرایط را برای خود تغییر می‌دهند و نه خود را بر اساس شرایط، خوشم می‌آمد. جون انگلیش، بازیگر نقش جاناتان بسیار عالی از پس نقشش برآمد و جذابیت داستان تا حد زیادی به وی مدیون است.  اما جون انگلیش تنها یک بازیگر در این سریال نبود؛ او وظیفه‌ی بزرگتری را در آن ایفا می‌کرد؛ او به همراهی ماریو میلو آهنگسازی این اثر زیبا را بر عهده داشتند که شهرت بسیار سریال را باعث گردید.

موسیقی متن سریال در برابر باد یک موسیقی سلتیک است که آواهای سرزمین‌های شمالی جزیره‌ی انگلستان در آن خود نمایی می‌کنند. موسیقی زیبای این اثر بیشتر با سازهای فلوت و گیتار نواخته شده و با سازهای محلی ایرلند و استرالیا از جمله دیجریدو همراهی می‌شود که زیبایی آن را دو چندان می‌کند. ملودی‌ها آرام، ساده و بی‌آلایش‌اند که در بر گیرنده‌ی احساسات آهنگسازان هستند. در اینجا سه قطعه از زیباترین قطعات آلبوم در برابر باد را به همراه ترجمه‌ی ترانه بی‌نظیر آن گذاشته‌ام امیدوارم که لذت ببرید.



 

 اطلاعات مربوط به آلبوم:

آهنگسازان: جون انگلیش، ماریو میلو

نوازندگان: جون انگلیش، ماریو میلو، لاورا چیسلت، استیوارت چپمن، دکلان آفلی، گرگ هنسون، پیتر کنی، دیو گلاید، جیمز مدیمس، سافونیا اولسن، مایک وید، رابرت اینگرام

رهبر گروه زهی: کاس روسو

ضبط شده در استودیو‌های ویندچیس و آلبرتز، سیدنی، استرالیا

 

شش روبان

اگر خواننده‌ای بودم

برایت شش نوای عاشقانه می‌خواندم

تا به تمام جهان

از عشق میانمان بگویم

اگر بازرگانی بودم

برایت شش قطعه الماس می‌آوردم

و شش شاخه رز سرخ به رنگ خون

برای عشقم تا بر تن کند

اما مرد ساده‌ای هستم

یک کشاورز ساده‌ی بینوا

پس شش روبان من را بگیر

تا گیسوانت را بربندی

زرد و قهوه‌ای

آبی چون آسمان

سرخ چون خون من

سبز چون چشمان تو

اگر نجیب‌زاده‌ای بودم

برایت کالسکه‌ای می‌آوردم

با شش اسب سفید برفی

تا تو را به هرکجا ببرند

اگر امپراطوری بودم

برایت شش کاخ می‌ساختم

با ششصد خدمتکار برای آسایشت

اما مرد ساده‌ای هستم

یک کشاورز ساده‌ی فقیر

پس شش روبان من را بگیر

تا گیسوانت را بربندی

اگر خواننده‌ای بودم

برایت شش نوای عاشقانه می‌خواندم

تا به تمام جهان

از عشق میانمان بگویم

پس عشق من نترس

تو هرگز تنها نیستی

تا زمانی که با روبان‌های من

گیسوانت را بسته‌ای

وقتی مرد ساده‌ای بودم

یک کشاورز ساده‌ی بینوا

به تو شش روبان دادم

تا گیسوانت را بربندی

بیش از حد پشت به باد بیش از حد دروغ

تمام آنچه که می‌توانم با تو قسمت کنم

تنها شش روبان است

تا گیسوانت را ببندی

 ترانه و موسیقی: جون انگلیش

 

 


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده wewe در تاریخ 1389/06/08 ساعت 02:33:59
we
نام شما / ایمیل شما

منوی اصلی
صفحه اصلی وبلاگ
تماس با ما
دوستان هفت اورنگ
سایر منو ها
صفحه اصلي
درباره من
گالري
رويدادها
معمارستان
آرشيو
پيوندها
English Notepads
محبوب ترین ها
بایگانی
مجموعه ها

حاضرین در سایت
4 میهمان حاضرند
Advertisement
     
خروجی سایت

Mambo is Free Software released under the GNU/GPL License.
توسعه یافته توسط تیم مامبولرن
Supported By Offshore Company
MamboLearn.com